دانلود رمان خانه من قلب توست اثر فاطمه اصغری
دانلود رمان خانه من قلب توست اثر فاطمه اصغری pdf
نام رمان : خانه من قلب توست
نام نویسنده : فاطمه اصغری
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 994
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
رمان خانه من قلب تـوست
دانلود رمان خانه من قلب تـوست اثر فاطمه اصغری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان
به خاطر مردم است که مـی گویم گوش هایت را کمـی نزدیک دهانم بیار. دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تـهی مـی شود. و مردم نمـی دانند چگونه مـی شود بی هیچ واژه ای کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت …
خلاصه رمان خانه من قلب تـوست
تمام جانم نبض گرفتـه و از استرس تنم به عرق نشستـه است. بار دیگر به ساعت مچی ام نگـاهی مـی اندازم و از کلاس بیرون مـی آیم. رنگ و رویم از ترس پریـده ولی بی حالی ساختگی را هم چاشنی آن کرده و قدم هایم را سمت منشی آموزشگـاه مـی کشانم. خانم حسینی منشی آموزشگـاه که رابطه ی خـوبی با اکثر بچه های آموزشگـاه دارد و همه او را به نام کوچک صدا مـی زنند.
پشت مانیتـور نشستـه و فیش های واریزی بچه ها را وارد سیستم مـی کند. تفاوت سنی زیادی با دانش آموزان مرکز ندارد و همـین باعث راحتی اش با بچه هاست. پشت پالتـوی طوسی ام را در مشت مچاله کرده به او نزدیک مـی شوم.
– سلام مونا جون.
– سلام عزیزم. مـگـه نبایـد الان سرکلاس باشی؟ چرا اینجا وایستادی؟
– یه کـاری داشتم راستش.
– بگو گلم. رنگت چرا اینقدر پریـده حالا؟
– چیزه…اممم…بایـد یه سر برم داروخـونه.
– ای بابا. پریود شـدی؟ مسکن بخـوای ژلوفن دارما.
قـیافه مستاصلی به خـود گرفتـه و با خجالت جوابش را مـی دهم:
– مسکن نه..راستش. چجوری بگم…پد لازمم. حتما بایـد یه سر برم داروخـونه.
– با دستمال کـارت راه نمـی افتـه؟ یکی دو ساعت دیگـه کلاست تموم مـیشـه ها.
– نه بابا مونا همـین الانشم فکر کنم لباسم لک شـده. اگـه اشکـال نداره مـی خـواستم هودیت رو قرض بگیرم.
مونا به سمت رخت آویز کنار سالنمـی رود و هودی کشمـیر چهارخانه را از روی آن برمـی دارد.
– نه بابا. چه اشکـالی؟ بیا گلم.
