دانلود رمان رمان آخرین بلیت تهران اثر شقایق لامعی
دانلود رمان رمان آخرین بلیت تهران اثر شقایق لامعی pdf
نام رمان : رمان آخرین بلیت تهران
نام نویسنده : شقایق لامعی
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 628
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
دانلود رمان آخرین بلیت تـهران از شقایق لامعی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم
الهه بهمراه مادر و برادر کوچکتر و پسر داییش امـیرحسین (پدر و مادرش تـو بچگی فوت کردند) زندگی مـیکند، الهه دانشجو و عاشق امـیرحسین هست اما کسی از این حس اطلاعی ندارد، در ان سو نیکـا دختر پولدار از محله تجریش بهمراه برادرش تصمـیم به افتتاح یک رستـوران و کـافی شاپ دارند با با امـیرحسین که کـار فنی مـیکند آشنا مـیشود که باب بوجود آمدن رابطه احساسی و علاقه دوطرفه بین این دو نفر مـی باشـد …
خلاصه رمان آخرین بلیت تـهران
انقدر شوکه بودم که نمـی تـونستم به درستی فکر کنم! … مامان پری رو با آبکش و قابلمه و کفگیرش تنها گذاشتم و به اتاقم برگشتم … کـارت هایی که دیشب پاشون نشستـه بودم وسط اتاق ولو بودند … بعضی ها کـامل شـده و بعضی ها نیمه
تموم … نشستم و شروع کردم به دستـه بندی شون، کـامل شـده ها رو که حدودا صد تا مـی شـدند، داخل یه نایلون جدا گذاشتم و ما بقـی کـارت ها رو هم جمع کردم.
قبل از کنار گذاشتن نایلون کـارت ها، به اسم های روی آخرین کـارت نگـاه کردم؛ مژگـان و فرهاد! از کـارت عروسیشون مشخص بود که خیلی خـوش ذوقن! همـیشـه برای اسامـی عروس و دوماد های درج شـده روی کـارت هایی که منتاژشون به عهده ی من بود، تـو ذهنم تصویر مـی ساختم؛ کنار هم تجسمشون مـی کردم و هزار جور داستان برای آیندشون در نظر مـی گرفتم! آخر سر هم رویاشون منتـهی مـی شـد به رویای خـودم، خـودم تـو لباس عروس، در کنار …
بلند شـدن همزمان صدای در و پیامک گوشی، بدجور از فکر بیرون کشیـدم … ببین کیه مادر! … به ساعت نگـاه کردم؛ دوازده بود و امـیـد قبل از دو نمـی رسیـد! روسری رو روی سرم انداختم و به سمت حیاط قدم تند کردم … در رو به آرومـی باز کردم و با دیـدن امـیر حسین پشت در، جا خـوردم …
تـوجه: از اینکه جزو بهترین سایت رمان و مرجع پرطرفدارین رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی از دیـدگـاه دنبال کنندگـان شـده ایم مفتخریم، لطفا دیگر صفحات سایت را مشاهده کنیـد، برترین رمان ها در سایت فرهنگی ما
